پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - ساختار اجتماعى - سياسى علويون در تركيه - بهرام شاهی مهدی

ساختار اجتماعى - سياسى علويون در تركيه
بهرام شاهی مهدی

 وضعيت علويون تركيه در دوره معاصر
 اگرچه مقامات تركيه آمار واقعى شيعيان را اعلام نمى‌كنند، جمعيت اين گروه در تركيه قابل توجه است و به عنوان يكى از اقليت‌هاى اصلى محسوب مى‌شوند. در تركيه اين ذهنيت وجود دارد كه بسيارى از علويون اسماً مسلمانند و اعمال و آئين‌هاى خرافى آباء و اجدادى خود را به جا مى‌آورند. در واقع به علت فقدان مطالعات دين شناختى در دوره معاصر صحت اين ديدگاه مورد ترديد است و درستى اين ادعا در مورد برخى از قبايل شبهه بدوى تركيه موسوم »يوروك« اثبات نشده است. با وجود اينكه هر ده سال يكبار در جمهورى تركيه سر شمارى صورت مى‌گيرد، وابستگى‌هاى  دينى و قومى اشخاص مورد سؤال قرار نمى‌گيرد، از اينرو پژوهشگران و محققين به آمارى كه از سوى اشخاص ارائه شده تكيه مى‌كنند و مسلماً اشخاص مذكور بر اساس جهت‌گيرى‌هاى شخصى آمارهاى متفاوتى از علويون ارائه مى‌دهند. برخى تعداد علويون را ٣٠ درصد از جمعيت كل تركيه بر آورد نموده‌اند، در حالى كه برخى ديگر آمار علويون را ١٠ درصد از جمعيت كل تركيه تخمين زده‌اند. از اينروتوان تعداد دقيق علويون تركيه را تخمين زد. با اينكه ارائه آمار دقيق در اين مورد بسيار دشوار است، مى‌توان رقم علويون را ٢٠ درصد از جمعيت كل تركيه تخمين زد. غالب مهاجرين اهل بالكان و به ويژه آلبانيايى‌ها علوى مى‌باشند، زيرا بكتاشيه در آلبانى و بالكان بشدت گسترش يافته است، ولى  در ميان اقوام قرقيز و لاز درصد علويون چندان قابل توجه نيست.
 طريقت بكتاشيه يكى از مهمترين طريقت‌هاى تركيه به شمار مى‌رفته و در ميان ينى چريهاى عثمانى پيروان بسيارى داشته است. تا قبل از برچيده شدن طريقت‌هاى صوفيانه از تركيه، شبكه گسترده‌اى از تكيه‌هاى بكتاشى‌ها در امپراتورى عثمانى وجود داشت و فاصله هريك از اين تكيه‌ها از يكديگر كمتر از ١٥ مايل بود. مبانى عقيدتى اين طريقت برگرفته تصوف و تشيع است. يكى از ويژگى‌هاى بكتاشى‌هاى تركيه كه مخالفت اهل سنت را برانگيخته بود به زنان مربوط مى‌شد، زيرا در هنگام برگزارى مراسم‌ها و آئين‌هاى خاص بكتاشى‌ها، زنان بدون حجاب در مجالس حاضر مى‌شدند. مفسرين بكتاشى معتقدند اين سنت از دوره پيش از اسلام بر جاى مى‌مانده است. بكتاشى‌هاى تركيه به عنوان گروهى متساهل شناخته مى‌شدند. و به ترويج عقايد مسيحيت و كفر آميز و باورهاى عاميانه متهم مى‌شدند. فرقه بكتاشيه در تركيه پيروان بسيارى داشت و در قلمرو عثمانيان از اهميت بسزايى برخوردار بود. غالب پيروان فرقه بكتاشيه در روستاهاى بخش اروپايى تركيه ساكن بودند. در پى گسترش اين فرقه در آناتوليا و اروپا بسيارى از مسيحيان به اين فرقه گرويدند، از اينرو بكتاشى‌ها حلقه وصل تركها و مسيحيان و عامل انتقال اسلام به آنها محسوب مى‌شدند. ينى چريهاى عثمانى بشدت از اين فرقه استقبال كردند و غالب ائمه جماعت سپاهيان ينى چريها بكتاشى بودند.
 سرانجام سلطان محمود دوم در سال ١٨٢٦ انجمن اخوت بكتاشيه را به جرم به راه انداختن شورش و مخالفت با برچيده شدن ينى چريها، منحل نمود. سلطان با حمايت مفتى اعظم عثمانى و علما اين انجمن را  نا مشروع اعلام كرد و اماكن مقدس آنان را ويران نمود و سه تن از سران اين انجمن را در ملأ عام اعدام كرد و بقيه اعضاى انجمن را تبعيد نمود.
 پيروان اين فرقه در ميان اقوام ترك و كرد تركيه به چشم مى‌خورند و پراكندگى علويون در ميان اين دو قوم يكسان است. علويون تركيه در عرصه سياسى بسيار فعالند، از اينرو گاهى با رفتار خشونت آميز اصولگرايان سنى مواجه مى‌شوند، زيرا اهل سنت علويون را مرتد مى‌دانند. 
 شكل‌گيرى تركيه پس از شكست عثمانيان، اشتياق و تمايل اين كشور براى پيوستن به اتحاديه اروپا، مشكلات سياسى نظير مسئله قبرس و مسائل مربوط به نقض دموكراسى ويژگيها و شاخصه‌هاى اصلى اين كشور محسوب مى‌شوند و امروزه تركيه در غرب با اين شاخصه‌هإ؛ ّّص شناخته مى‌شود. پيشرفتهاى اقتصادى و اجتماعى تركيه در هفتاد و پنج سال گذشته كه تحولات اساسى كشور را در پى داشته ويژگيها و شاخصه‌هاى مذكور را چندان تحت الشعاع قرار نداده است. اين ويژگيها در بررسى وضعيت علويون تركيه و تغيير موضع آنها نسبت به اكثريت سنى مذهب بيش از پيش نمود مى‌يابد. در بدو شكل گيرى جمهورى تركيه غالب علويون در روستاهاى مناطق شرقى و جنوب شرقى كشور ساكن بودند. در پى سير پرشتاب مهاجرت در طى دهه‌هاى گذشته اكثر علويون در شهرها سكونت نمودند و امروزه آنان غالبا در حاشيه شهرهاى بزرگ نظير استانبول، آنكارا و ازمير  بسر مى‌برند. در بدو شكل‌گيرى جمهورى تركيه علويون كمتر شناخته مى‌شدند. روستائيان علوى از ورود ديگران به مراسم‌هاى خود ممانعت مى‌كردند و باورها و اصول و مبانى عقيدتى خود را براى ديگران تشريح نمى‌كردند. امروزه حضور علويون در رسانه‌هاى عمومى و تلويزيون پر رنگ است. نوارهاى موسيقى خاص آنان در همه جا بفروش مى‌رسد و آثار مربوط به اين فرقه كه غالبا توسط علويون نگاشته شده در كشور منتشر مى‌گردد. علويون خواستار به رسميت شناخته شدن فرهنگ خود از سوى دولت مى‌باشند، چرا كه اين امر بطور رسمى محقق نشده است. در اين راستا علويون كتاب درسى دينى خاص خود را براى  تدريس در مدارس دولتى تدوين كردند ولى دولت اين خواسته آنان را نپذيرفت. امروزه غالب آثارى كه در مورد علويون تركيه منتشر مى‌شود نحوه تغيير جامعه روستايى، دور افتاده، متكثر، درونگرا و oral علويون را به جامعه‌اى شهر نشين، متجدد، فعال، پويا و سكولار را مد نظر قرار مى‌دهند و فرهنگ متكثر و چند گونه علويون كه در گذشته ثبت نشده بود را در قالب جديد ارائه مى‌دهند
 
 علويون ترك و كُرد
 علويون اقوام مختلفى را در بر مى‌گيرند كه اقوام كرد، ترك و گروه‌هاى كوچكتر نظير اقوام  ابدال ١  يا  تاهتاسى ٢ از آن جمله‌اند. پيروان اين فرقه در ميان اقوام ترك و كرد تركيه به چشم مى‌خورند و پراكندگى علويون در ميان اين دو قوم يكسان است. علويون تركيه در عرصه سياسى بسيار فعالند، از اينرو گاهى با رفتار خشونت آميز اصولگرايان سنى مواجه مى‌شوند، زيرا اهل سنت علويون را مرتد مى‌دانند. 
 بسيارى بر اين باورند كه هويت مذهبى علويون بر تفاوتهاى قومى غالب است. در واقع اين نگرش تا حدى درست است، در برخى مواقع كردهاى علوى همسو با كردهاى سنى عليه دولت موضع گيرى نكرده اند. ( به عنوان مثال تعداد علويون عضو حزب pkk بسيار اندك است). همچنين امروزه بسيارى از آثار علويون جامع گرا و فرا قومى بوده و همه اقوام علوى را تحت الشعاع قرار مى‌دهد و فقط به اقوام ترك و كرد محدود نمى شوند. بطور كلى گروه‌ها و اقوام مختلف علوى با ورود به عصر مدرنيته به سكولاريسم اجتماعى و فردى گرويده‌اند. غالب علويون ترك كوچ نشين نمى‌باشند و در يكجا سكونت كرده‌اند، آنان به بكتاشى‌ها يا انجمن اخوت تركيه وابسته‌اند. اين در حاليست كه علويون كرد نسبت به حاجى بكتاش كه مقبره آن در غرب كشور واقع است رغبت كمترى نشان مى‌دهند و بيشتر به زيارتگاه‌هاى محلى علاقه نشان مى‌دهند. همچنين در حالى كه روابط بسيارى از گروه‌هاى علوى آناتوليا با اهل تسنن پيچيده و مبهم است و بطور مشخص اهل تسنن را نفى نمى‌كنند، علويون كرد به طور علنى و با صراحت در مقابل اهل تسنن موضع گيرى مى‌نمايند و از ساخت مساجد سنى در مناطق خود بشدت خشمگين مى‌شوند، اختلاف مواضع و جهت گيريهاى مذهبى علويون ترك و كرد تا حدودى در نامگذارى گروه‌هاى مذكور مشهود است. علويون ترك خود را بكتاشى يا  بيرگى  ٣  مى‌نامند در حالى كه علويون كرد خود را قزلباش مى‌نامند. نام اخير به قبايل شيعه صفوى اشاره دارد كه با عثمانيان نبرد كردند و بسيارى بر اين باورند كه علويون با قزلباش‌هاى صفوى متحد شدند. از آنجا كه اهل تسنن تركيه مدتهاى مديدى علويون تركيه را قزلباش مى‌ناميدند، استعمال معاصر اين نام توسط خود علويون به موضع ضد دولتى آنان اشاره دارد. در واقع موضع ضد حكومت اين گروه با موضع ضد حكومت بكتاشى‌ها كاملا متفاوت است. علويون ترك بر هويت و مليت تركى خود تأكيد مى‌كنند و وجه مشترك اهل تسنن كرد با حكومت مذهب آنان است. در حالى كه علويون كرد هيچ تكيه گاهى ندارند و از هرگونه اهرم ملى و دينى بى بهره‌اند. البته اين بدان معنا نيست كه علويون كرد در جامعه تركيه فاقد هر گونه جايگاه اجتماعى مى‌باشند، بلكه برعكس بسيارى از آنان از موقعيت‌هاى بالاى اجتماعى برخوردارند. با وجود اين احساس طرد شدگى به علويون كرد غالب شده، از اينرو وضعيت آنان بى ثبات و خشونت بار است. بخش اعظم پناهندگان اروپا و به ويژه پناهندگان انگليس را كردهاى علوى تشكيل مى‌دهند و برخى از آنان به گرايش‌هاى انقلابى الحادى نظير ماركسيسم روى آورده‌اند و اين در حاليست كه چنين گرايش‌هايى با مواضع سياسى اكثريت ملت تركيه در تعارض است.
 نام اقوام پس از ظهور تغيير يافته و پس از چندى اهميت مى‌يابند. از اينرو جاى تعجب است واژه نوظهور »علوى« كه يك قرن بيشتر از عمر آن نمى‌گذرد امروزه تا بدين حد رايج شده است. در واقع علاوه بر واژه »علوى«، واژه‌هاى كرد و ترك، اصطلاحاتى نو ظهورند و يا لااقل از زمان شكل‌گيرى جمهورى تركيه مفهوم آنها بطور بنيادين تغيير نموده است. در واقع شكل گيرى گروه‌هاى بزرگتر اجتماعى تركيه به مقوله دولت ملى مربوط مى‌شود. در مبحث دولت ملى هويت تركى و اسلام سنى به عنوان شاخصه‌هاى اصلى هويت تلقى مى‌شوند. از اينرو گروه‌هاى مختلف و روستائيان سراسر كشور با انتخاب اين دو شاخصه اصلى اجتماع كنونى تركيه را تشكيل دادند. بدين ترتيب گروه‌هايى كه عقايد مذهبى  آنان متزلزل بود به مذهب تسنن گرويدند و از سوى ديگر هويت قومى اقوام متنوع سنى روستايى در هويت غالب جامعه تركيه ادغام و هضم شد. با اين حال اقوام كرد و علويون بطور نظام يافته يا ناخواسته در هويت ملى ادغام نشده‌اند. هويت متمايز و منسجم دو گروه مذكور در ادبيات آنها نمود يافته و اين هويت متمايز بواسطه سازمان اجتماعى آنان كه در مقابل حكومت مركزى موضع‌گيرى نموده، تقويت شده است. بدين ترتيب آنان تا حدى از دستگاه حاكم مستقل شده‌اند و اين استقلال با هويت دينى و قومى جديد آنها درهم آميخته است.
 علويون تركيه گروهى منسجم و يكپارچه نيستند و از يك ماهيت تاريخى عينى و ملموس و منسجم برخوردار نمى‌باشند. با وجود اين شاخصه‌ها و مؤلفه‌هاى اجتماعى »علويت« حائز اهميت مى‌باشند، و اين اهميت از نحوه برخورد و موضع‌گيرى علويون نسبت به اصول و مبانى ايدئولوژيك جمهورى تركيه ناشى مى‌شود. مهمترين شاخصه اجتماعى علويون علاقه آنان نسبت به آتاتورك است. ميزان علاقه و وفادارى آنان به آتاتورك به حد افراط رسيده است به طورى كه آنان وى را به عنوان بنيان گذار ملت، حامى و پشتيبان خود در مقابل خشونت‌هاى فرقه‌اى، رهايى بخش از زير يوغ حكام بيگانه و شخصيتى روشنگر كه ملتى عقب مانده را مدرنيزه نمود تلقى مى‌كنند. از نظر آنان پس از قرون متمادى استيلاى تمدن اسلامى - عربى بر اين منطقه، آتاتورك تمدن تركى و آناتوليايى را بنيان نهاد. در دهه ١٩٥٠ علويون از رويه اسلامى سازى كه از سوى احزاب مختلف سياسى در پيش گرفته شده بود مأيوس و سرخورده شدند، از اينرو به ترويج ايده‌ها و نشر آثار مربوط به ديدگاه‌هاى وى پرداختند كه اين روند با نخستين دوره حكومت حزب مردمى جمهوريخواه مقارن بود. اين رويكرد علويون در اشعار و ترانه‌هاى آنان به خوبى نمود يافته است. علويون با الهام از تأكيدات آتاتورك مبنى بر تعليم گسترده روشنگرى، به تدريس روى آوردند. همچنين آنان آثار خود را در سطح منطقه‌اى و ملى منتشر كردند. در برخى از اين آثار، ديدگاه‌هاى علويون نسبت به آتاتورك در قالب شعر ارائه شده است كه اشعار شاعر مشهور علوى »محنتى« از آن جمله است.
 
 گرايش علويون به جريانهاى چپ و اصولگرا
 علويون وفادارى و علاقه خود را به آتاتورك و جمهورى‌خواهان به شيوه‌هاى مختلف ابراز مى‌كردند كه اعلام آمادگى براى شركت در جنگ و عرصه‌هاى اجتماعى و همچنين دفاع و حمايت از كشور در مقابل انتقادها از آن جمله‌اند. با وجود اين آنان نسبت به حكومت مركزى كاملا بدبين بودند و تصور مى‌كردند حكومت تركيه مانند حكومت عثمانى نسبت به علويون ظلم و بى عدالتى روا داشته و نسبت به آنان موضعى تبعيض آميز اتخاذ نموده است. از اينرو آنان خود را اقليتى محروم تلقى مى‌كنند و پيوستن آنان به جناح چپ جمهورى‌خواه نيز از همين امر ناشى مى‌شود. اين موضوع در اكثر كتب مربوط به علويون تركيه منعكس شده است. مطالبى كه در ادامه مى‌آيد برداشتى از يكى از آثار متأخر در اين زمينه مى‌باشد. كتاب مذكور به نام »پديده علويون« از آثار » كمال چنر« مى‌باشد كه در سال ١٩٨٢ منتشر شد. نويسنده در اين اثر وضعيت علويون را از زمان فاصله گرفتن آنان از اسلام تا دوره جمهورى‌خواهان بررسى كرده است. بسيارى از نويسندگان از اين الگو پيروى نموده‌اند و تفاسير خاص خود را در مورد وضعيت علويون در اين مورد ارائه كرده‌اند. ولى آنچه اثر »چنر« را از ديگر آثار متمايز مى‌سازد، سبك نگارش وى است، چراكه نويسنده استدلالات پيچيده را به زبانى ساده بيان نموده است.
 
 علويون در دوره جمهورى‌خواهان
 جمهورى‌خواهان در دوره حكومت خود نسبت به علويون موضع مثبتى اتخاذ نمودند، با وجود اين علويون نتوانستند از فرصت‌هاى موجود بطور شايسته بهره بردارى كنند. اين امر از آنجا ناشى مى‌شد كه آنان مجبور بودند در دور افتاده ترين و محروم ترين مناطق كوهستانى زندگى كنند و ارتباط آنان با دنياى خارج بسيار محدود بود. علويون براى تأمين معاش خود به اقتصادى بسته و محدود متكى بودند. همه آنان بى سواد بوده و هيچ يك به تجارت اشتغال نداشتند. از اينرو با اينكه در اين دوره شرايط براى آنان مهيا بود، نتوانستند در مراكز شهرى جايگاهى براى خود بيابند.
 در واقع علويون نتوانستند از اين فرصت تاريخى بهره بردارى كنند و در نتيجه در حاشيه باقى مانند. در دوره شكل گيرى جمهورى تركيه، علويون ٢٠ تا ٢٥ در صد جمعيت كل كشور را تشكيل مى‌دادند و اكثريت سنى مذهب در شهرها ساكن بودند. در اين دوره بقاياى دستگاه عثمانى به حكومت جمهورى‌خواهان راه يافتند. جمهورى‌خواهان براى ساماندهى حكومت و دولت خود به زمان احتياج داشتند. آتاتورك بواسطه اصلاحات سكولاريستى دين و دولت را از يكديگر جدا نمود. در اين دوره عليرغم وجود آزادى دينى فردى مساجد به مخالفت با حكومت برخاستند. علويون تلاش كردند از اين موقعيت استفاده كنند و به مناطق مركزى عزيمت كنند. آنان درصدد بودند كودكان خود را به مدرسه بفرستند، ولى مساجد و بقاياى رژيم گذشته همچنان به حملات خود عليه حكومت ادامه مى‌دادند. انتظار علويون از حكومت جمهورى‌خواهان بالا بود ولى اين توقعات هرگز برآورده نشد. در دوره حكومت حزب منفرد، تفنگ ژاندارمها همواره روستائيان را نشانه مى‌رفت و اين در حالى بود كه غالب روستائيان را علويون تشكيل مى‌دادند. علويون كرد ساكن در مناطق شرقى عليه اين اقدامات خشونت آميز حكومت بپا خاستند. در اين دوره شورش »درسيم« خونين ترين و بزرگترين شورش علويون عليه حكومت محسوب مى‌شود. از آنجا كه علويون در دوره حاكميت حزب »تنها« رنجها و مرارت‌هاى زيادى را متحمل شدند، برخى از آنان پس از به قدرت رسيدن حزب دموكرات در سال ١٩٥٠ به حمايت از آن برخاستند. ولى حمايت آنان از اين حزب نيز دوام نيافت. در پى موضع‌گيرى حزب دموكرات در قبال مذهبيون و ممنوع كردن اذان تركى در مساجد و دستور اقامه اذان به زبان عربى و موضع‌گيرى‌هاى ضد ميهن پرستانه آنان حمايت علويون از اين حزب پايان يافت.
 
 علويون و اهل سنت
 يكى از ويژگى‌هاى مهم اسلام در تركيه، انشقاق علويون و اهل سنت است. در واقع علويون تركيه معرف فرقه‌اى نامتعارف مى‌باشند كه بعد ناشناخته مخفى، اسلام تركيه را بر مى‌تابانند. با وجود اينكه جمعيت علويون تركيه قابل توجه است و آنان ٢٥ درصد جمعيت كل كشور را تشكيل مى‌دهند، به علل سياسى آمار دقيق و واقعى آنان اعلام نمى‌شود. علويون تركيه با قزلباش‌هاى  بلغارستان، بكتاشى‌هاى آلبانى و اهل حق ايران و علويون سوريه وجوه تشابه بسيارى دارند. گاهى علويون شيعيان افراطى قلمداد مى‌شوند، در حالى كه اين طرز تلقى صحيح نيست و در حقيقت اين فرقه تفسيرى باطنى از اسلام را ارائه نموده‌اند و وجه تمايز آنان با ديگر فرقه‌ها آئين‌هاى خاص آن است.
 ريشه و خواستگاه آئين‌هاى علويون بطور دقيق مشخص نشده و پيشينه برخى از اين آئينها به دوران پيش از اسلام باز مى‌گردد. تنوع و تكثر علويون از منظر زبانشناختى اعم از گروهك‌هاى ترك، كرد، زازا و عرب از يك سو و تنوع شاخصه‌هاى فرهنگى و حتى عقيدتى طبقه بندى علويون را دشوار نموده است. از اينرو اهل سنت حتى مسلمان بودن علويون را نفى مى‌كنند و يا آنان را سنى بشمار مى‌آورند، ولى ويژگى‌ها و آئين‌هاى مذكور را انحراف از دين و باورهاى‌باطل تلقى مى‌نمايند. دولتمردان تركيه ويژگى‌ها و آئين‌هاى خاص علويون را نفى مى‌كنند و يا از منظرى فُلكلريك به آنها مى‌نگرند. در واقع از نظر دولتمردان تركيه فرقه علويون و ويژگى‌هاى آنها پديده‌اى فرهنگى‌تلقى مى‌شود.   
 علويون تركيه گروهى سكولار و ميهن پرستند كه از حقوق برابر با ديگر گروه‌ها برخوردار نمى‌باشند. مناسك و اعمال دينى علويون تركيه از پيچيدگى‌هاى خاصى برخوردار است. » سِم » يكى از مهمترين مناسك دينى علويون مى‌باشد و اين مجموعه اعمال دينى زير نظر شيخ و بزرگ علويون به نام »دِدِ«، برگزار مى‌گردد. دعا براى حضرت على(ع)، ذكر اسامى ائمه اطهار (عليهم السلام) و سوگوارى براى امام حسين(ع) و امام حسن (ع) جزو آئين‌هاى اصلى اين مراسم است. به همين علت برخى  از ناظرين اين گروه را با شيعيان ايران همان مى‌پندارند. تنها مراسم و آئين دينى علويون نيست، بلكه نمازها، ادعيه مختلف، تشييع جنازه و مراسم ازدواج از ديگر آئين‌هاى  مذهبى علويون تركيه محسوب مى‌شود. در اينگونه مراسم‌ها فقط ادعيه تركى خوانده نمى‌شود بلكه قرائت قرآن در مساجد اهل سنت و تلفيقى از سنت‌هاى مذهبى مختلف در آئين‌هاى مذكور بچشم مى‌خورد. در واقع اين آئين‌هاى سنتى التقاطى و آميزه‌اى از آئينهاى علويون و اهل سنت مى‌باشند. از آنجا كه فقط »دِدِها« شيخ و بزرگ مراسم"سِم« شمرده مى‌شوند و مراسم تحت نظر آنان برگزار مى‌گردد. رسيدگى به امور دينى مساجد و برگزارى نماز جماعت و ادعيه و اهل تسنن توسط شخص ديگرى كه به امور دينى علاقه مند است برگزار مى‌گردد و وى متكفل نظارت بر امور دينى اهل تسنن مى‌گردد. حتى بسيارى از افراد تلاش مى‌كنند در » مركز امور دينى« شغل و جايگاهى بدست بياورند، ولى فقط تعداد كمى از آنها به اين خواسته خود مى‌رسند.
 
 روستاهاى علويون و اهل تسنن
 روستاهاى علويون و اهل سنت فقط از نظر فيزيكى از يكديگر جدا نيستند. بلكه روابط اجتماعى اين دو گروه با يكديگر بسيار ضعيف و محدود است. تنها درگيرى و مناقشه‌اى كه بين دو گروه در گرفت به شورش سال ١٩٨٠ مربوط مى‌شود. در اين دوره هريك از روستاهاى علويون يك ديده بان داشتند تا از حمله سنى‌ها در امان باشند. در اين جامعه روستايى تعامل دو فرقه مذكور با يكديگر بسيار محدود است. بسيارى از سنى‌ها هرگز روستاهاى علوى را نديده‌اند و همچنين بسيارى از علويون روستاهاى سنى‌ها را نديده‌اند. اين امر از آنجا ناشى مى‌شود كه هيچ گونه ارتباط و  وابستگى خانوادگى بين اين دو گروه وجود ندارد. در واقع از نظر مردم اين منطقه ازدواج به عنوان فرصت و موقعيتى براى تقويت روابط اقتصادى و اجتماعى خانواده‌ها در آينده تلقى مى‌شود و بطور كلى ازدواج داراى مرزها و محدوده‌هاى خاصى و اين محدوده‌ها بشدت حفظ مى‌شود، ولى علويون و اهل سنت بندرت با يكديگر ازدواج‌كنند. بى اعتمادى علويون و اهل سنت بندرت به يكديگر و اختلافات مذهبى عامل اصلى اين انشقاق و انفكاك است. بسيارى از علويون در مسجد نماز نمى‌خوانند و در ماه رمضان روزه نمى‌گيرند و زنان آنان نيز بى بند و بارند، از اينرو اهل تسنن آنان را مسلمان نمى‌انگارند. علويون از اين ذهنيت سنى‌ها در مورد خودشان آگاهند و آنان را متعصب و متحجر مى‌دانند. آنان اعمال دينى سنى‌ها را باطل مى‌دانند و معتقدند برگزارى نماز در يك رديف در مسجد باطل است. امروزه بسيارى از روستائيان علوى از رفتن به مناطق سنى نشين اجتناب مى‌كنند و برخى نيز از ترس رفتار خشونت آميز سنى‌ها در اين مناطق ظاهر نمى‌شوند. بسيار بندرت پيش مى‌آيد كه يك علوى به روستايى سنى نشين وارد شود و هنگامى كه از آنان دعوت مى‌شود به اين مناطق بروند با اكراه بسيار به اين امر مبادرت مى‌كنند و حتى‌الامكان سعى مى‌كنند از پذيرفتن اين دعوت خوددارى كنند. البته اين بى اعتمادى و سوء ظن علويون و اهل تسنن نسبت به يكديگر موجب نشده رابطه اين دو گروه با يكديگر بطور كامل قطع شود و هر از چند گاهى در موارد معدود و به صورت مقطعى بين آنان ارتباط برقرار مى‌شود. اين ارتباط در قالب ازدواج و يا معاملات تجارى بسيار ساده نمود مى‌يابد. گاهى اوقات نيز برخى از علويون در مواقع ضرورى و نياز شديد به بازارهاى هفتگى روستاهاى‌بزرگ سنى نشين مى‌روند.
 
 روابط علويون و اهل سنت در مركز
 اكثر روستائيان بجز خانواده‌هاى فقير بطور منظم به بازار مى‌روند. هنگامى كه علويون و سنى‌ها از روستا به شهر مى‌روند به محل‌هايى كه توسط هم كيشانشان اداره مى‌شود مى‌روند و پيروان هر دو فرقه از يكديگر كناره گيرى مى‌كنند. اكثر علويون ساكن شهرها، فروشگاه، رستوران و يا چايخانه دارند. معمولا علويون روستايى مشترى‌هاى دائمى اين مراكزند و هرگز به فروشگاه يا رستوران‌هاى سنى‌ها نمى‌روند. يك گاراژ و تعميرگاه وسايل نقليه نيز در شهر وجود دارد كه صاحب آن علوى است و همه علويون روستايى ماشينها و وسايل نقليه خود را براى تعمير نزد او مى‌برند. ولى‌تعداد تعميرگاه‌هاى سنى‌ها زياد است و آنان نيز ماشين‌هاى خود را براى تعمير به اين تعمير گاهها مى‌برند. در گيرى و خصومت بين علويون و سنى‌ها در بازارها پديده‌اى بسيار نادر است و همواره فضاى بازار آرام است. تنها در گيرى كه در بازار مشاهده شده به نزاع دو گروه كرد مربوط مى‌شده است. آخرين درگيرى مهم فرقه‌اى در سال ١٩٨٠ و درست قبل از كودتاى نظامى اتفاق افتاد. در طى اين درگيرى سنى‌هاى متعصب مغازه‌ها و فروشگاه‌هاى علويون را ويران كردند و بسيارى از علويون ساكن شهر مجبور شدند خانه و كاشانه خود را ترك كنند. با اين همه پيروان هر دو فرقه در ماه رمضان به يكديگر نزديكترند مى‌شوند. در طول ماه رمضان خيابانها شلوغ تر از روزهاى معمولى است و مردان سرتاسر روز را به گفتگو با دوستان خود و تماشاى مردم خيابان و بازار مى‌كنند. رستورانهاى سنى‌ها در ماه رمضان در طول روز تعطيل است و قبل از افطار باز مى‌شود. در اين موقع رستورانها مملو از جمعيت مردم روزه دار مى‌شود كه براى صرف غذا به آنجا آمده‌اند. نانوايى‌ها تا پاسى از شب كار مى‌كنند و نانهاى محلى خاصى را مى‌پزند. در هنگام سحر، نوازندگان علوى در خيابانها موسيقى مى‌نوازند و با اين آهنگ مردم را براى خوردن سحرى از خواب بيدار مى‌كنند. رستورانهاى علويون در طول روزهاى ماه رمضان باز است ولى شيشه‌ها و پنجره‌هاى رستوران با روزنامه پوشيده مى‌شود. علت باز بودن اين رستورانها اينست كه در اوايل ماه رمضان علويون از روستاها به شهر مى‌آيند، آنان بشدت مشتاقند سنى‌هاى روزه دار را تماشا كنند. برخى از سنى‌ها كه نمى خواهند روزه بگيرند از اين فرصت استفاده مى‌كنند و به رستورانهاى علويون مى‌روند و چون شيشه‌ها و پنجره‌هاى رستوران با روزنامه پوشيده شده با خيال آسوده و بدون ترس از ريخته شدن آبرويشان غذا صرف مى‌كنند. با اينكه صلح و آرامش بر منطقه برقرار است همواره علويون احساس ناراحتى مى‌كنند. آنان از بحث و مذاكره در مورد سنتها، آداب و رسوم و عقايد دينى خود با اهل تسنن خوددارى مى‌كنند. اكثريت جمعيت شهر را اهل تسنن تشكيل مى‌دهند، از اينرو علويون نمى‌توانند با آزادى كامل عقايد خود را بيان كنند. در اوقات شرعى از پنج مسجد اهل تسنن و مسجد بزرگ شهر كه معمارى آن به سبك عثمانيان است و در مركز شهر قرار دارد صداى اذان در شهر طنين اندازه مى‌شود، از اينرو علويون بيشتر احساس انزوا و قربت مى‌كنند.
 روستائيان سنى و علوى داراى مشتركات زيادى مى‌باشند، ولى موضع آنها در قبال دولت كاملا متفاوت است. هر دو گروه سعى مى‌كنند به استخدام دولت در آيند و كارمند شوند و وقتى به اين پست دست يافتند در كنار يكديگر كار مى‌كنند. علويون و اهل تسنن مايل نيستند مناطق خود را از يكديگر جدا كنند و منطقه  و قلمرو مستقلى ايجاد نمايند. آنان به آتاتورك و تلاشهاى وى براى ايجاد تركيه مدرن مباهات مى‌كنند. هر دو گروه معتقدند دولت بسيار ثروتمند است و مى‌تواند همه نيازهاى آنان را بر آورده كند و مردم باهوش و زيرك مى‌توانند از امكانات دولت استفاده كنند. اين ضرب المثل كه در ميان علويون و اهل تسنن رايج است به ديدگاه هر دو گروه نسبت به دولت اشاره دارد: » دارايى‌و ثروت دولت به اندازه يك اقيانوس است، هر كس از اين اقيانوس بهره نبرد احمق است«. اين ذهنيت و نگرش به ويژه در جوامع روستايى  رايج است، زيرا دولت در اين مناطق تنها نهادى است كه براى انجام پروژه‌هاى بزرگ، پول و قدرت در اختيار دارد.
 علويون و اهل سنت با موضع دولت در قبال مذهب مخالفند. با اينكه سنى‌ها بشدت  به گرايش‌هاى مدرنيستى‌آتاتورك مباهات مى‌كنند، ولى با رفرمهاى سكولاريستى وى در حوزه دين كاملا مخالفند. اگرچه اكثر سنى‌ها بطور علنى از اقدامات آتاتورك انتقاد نمى‌كنند ولى عملگرايان آنها نسبت به وى ديدگاهى دوگانه دارند. گرچه همه سنى‌ها عملگرا نيستند ولى طيف عملگراى مذكور از گرايش‌هاى دين ستيز حكومت پيشين اظهار انزجار مى‌كنند. البته احساس آنان نسبت به مواضع دين ستيز آتاتورك فقط به اين انزجار محدود نمى‌شود، بلكه آنان معتقدند دولت بايد بطور جدى از اسلام حمايت كند و آنرا ضامن بقاى خود بداند. علويون بر خلاف اهل سنت دولت را به عنوان دژ و سدى در مقابل اسلام اهل سنت مى‌پندارند و آتاتورك را موجد شيوه زندگى ايده آل مدرن تلقى مى‌كنند و اين نگرش يكى از ابعاد و ويژگى‌هاى فرهنگى آنان محسوب مى‌شود. امروزه علويون از اينكه دولت در مقابل مذهب سنى‌ها موضع‌گيرى نمى‌كند اظهار نارضايتى مى‌كنند.تأسيس مدارس دينى براى آموزش مبلغين سنى كه بيشتر دانش آموزان آنرا تشكيل مى‌دهند، گسترش انجمن‌هاى اخوت اهل تسنن، پخش برنامه‌هاى تلويزيونى دينى در جهت تبليغ مذهب اهل تسنن، فعاليت دفاتر »مُفتو« يا دفاتر استخدام كارمندان امور دينى در مراكز روستاها و بخشها، آموزش دروس مذهبى در مدارس و ساخت مساجد بزرگ در بسيارى از روستاها از جمله مواردى است كه موجبات نارضايتى و نگرانى  علويون را فراهم آورده است. اين در حاليست كه سنى‌هاى عملگرا بطور فزاينده‌اى اعتبار يافته‌اند. به عنوان مثال غذا خوردن يا سيگار كشيدن در ماه رمضان براى علويون بسيار دشوار است و معلمين علوى در مدارس با دانش آموزانى مواجه مى‌شوند كه والدين آنها، آنان را از محاسبه ميزان سود در درس رياضى منع مى‌كنند. از طرف ديگر سنى‌هايى كه اعتقادات دينى آنان ضعيف است نيز با مشكل روبرو شده‌اند. به عنوان مثال عملگرايان سنى‌با مشروب نوشيدن علويون و سنى‌هاى سست اعتقاد در مجامع عمومى بشدت برخورد مى‌كنند و آنان را از اين عمل منع مى‌كنند، اين درحالى است كه از نظر قانون هيچ محدوديتى در اين زمينه وجود ندارد.
 امروزه انشقاق و جدايى علويون و اهل سنت همچنان استمرار يافته است. با اين حال در گذشته اين وضعيت وجود نداشته است. روستائيان علوى و سنى معتقدند در اعصار گذشته اكثريت جمعيت اين منطقه علوى مذهب بوده‌اند ولى در دوره امپراطورى عثمانى، آنان به تدريج به مذهب تسنن گرويدند. روستائيانى كه بر كيش خود باقى ماندند و سنى نشدند تحت فشار قرار گرفته و آزار و اذيت شدند. به نقل از منابع محلى، »ياووز سليم« از سلاطين عثمانى در قرن هفدهم، مشهور به سلطان »گريم« يكى از دشمنان اصلى علويون بود. وى هنگام لشگر كشى به ايران در روستاهاى كوهستانى اين منطقه اردو زد. بنابراين مردم كه چاره‌اى جز تغيير مذهب و گرويدن به مذهب تسنن نداشتند سنى شدند و پس از رفتن او از اين منطقه بر آيين خود باقى ماندند. تغيير مذهب علويون به مذهب سنى تا دوره اخير استمرار يافته است. البته اين بدان معنى نيست كه علويون بصورت جمعى و دفعى به اين كيش در آمدند، بلكه آنان به مرور زمان و به تدريج سنتها و آئين‌هاى اهل سنت را در پيش گرفتند تا جائيكه هويت دينى پيشين آنان كمرنگ شد و ديگر خود را علوى تلقى نكرده و سنى شدند. امروزه روستاهايى كه نو كيشان مذكور در آن ساكنند در زبان تركى »دُنِك« به معناى »تغيير يافته« ناميده مى‌شوند. در اين رابطه و در مورد مردم اين روستاها روايت ديگرى نيز وجود دارد كه بدين قرار است : »در پى بالا گرفتن مناقشات ساكنين روستاهاى اين منطقه، بزرگان روستاها به مردم گفتند سنى‌ها در يك طرف و علويون در طرف ديگر جمع شوند. بدين ترتيب علويون در يكطرف و سنى‌ها در طرف ديگر قرار گرفتند، ولى برخى از روستائيان مردد بودند و نمى‌دانستند به كدام گروه بپيوندند، بنابراين در ميان اين دو گروه باقى ماندند. از آن پس اين گروه را »طرف سيز« به معناى گروه بيطرف ناميدند. اين گروه با هيچ يك از طرفين سنى‌و علوى  بيعت نكردند و در نزاع علويون و سنى‌ها بيطرف باقى ماندند. برخى معتقدند علويون هرگز سنى نشده‌اند و اين امر پديده‌اى غير ممكن است، زيرا آنان نمى‌توانند گذشته و سابقه تاريخى خود را فراموش كنند.
 
 علويون، مدرنيزاسيون و تحولات اجتماعى
 علويون منطقه آناتوليا  نسبتا از فرآيند مدرنيزاسيون منتفع شدند. تحولات اجتماعى ناشى از فرآيند مدرنيزاسيون شرح و تفصيل گسترده‌اى را مى‌طلبد و ارائه خلاصه و چشم انداز اجمالى نتايج حاصل از اين پديده امر دشوارى‌است، با اين حال در اينجا شمه‌اى از نتايج اين فرآيند ارائه مى‌گردد. متأسفانه هنوز برخى از مردم علوى‌ساكن اين منطقه از گرسنگى رنج مى‌برند و دچار سوء تغذيه‌اند، در عين حال بطور كلى مواد غذايى در آناتوليا فراوان، ارزان و متنوع است. خدمات شهرى بى نظم و آشفته است ولى در عين حال به عموم مردم ارائه مى‌گردد. زير ساخت‌هاى توسعه هماهنگ با رشد و توسعه كشور در منطقه مورد توجه قرار گرفته و رشد و توسعه در حوزه‌هاى ارتباطات، بهداشت و درمان و آموزش با ديگر مناطق كشور متوازن بوده و همچنان اين روند استمرار يافته است. توسعه در حوزه رسانه‌ها كه از بدو شكل گيرى جمهورى تركيه مورد توجه قرار گرفته بود در سالهاى اخير شدت بيشترى گرفته و شبكه‌ها و ايستگاه‌هاى راديويى و تلويزيونى متعددى تأسيس شده و توسعه در بخش مطبوعات رشد بسيارى داشته و امروزه روزنامه‌ها و مجلات مختلفى در اين منطقه منتشر مى‌شوند. سرمايه گذارى در بخش راهسازى بطور مداوم استمرار يافته كه اين امر رونق اشتغال در بخش حمل و نقل را در پى داشته است. بخش خدمات حمل و نقل بين شهرى در سرتاسر كشور خدمات مطلوبى را به مردم ارائه مى‌دهد و در اين حوزه نيز مشكل خاصى‌وجود ندارد.
 
 رشد شهر نشينى
 بواسطه فرآيند مدرنيزاسيون و تحولات اقتصادى متعاقب آن، بافت جمعيتى تركيه و به ويژه علويون تحت الشعاع قرار گرفت. گرچه همواره صحت آمارهاى اعلام شده مورد ترديد است ولى بنظر مى‌رسد در سال ١٩٢٣ جمعيت شهرى تركيه به دو ميليون نفر مى‌رسيده كه معادل ١٤ درصد از جمعيت كل كشور بوده است. در سال ٢٠٠٢ جمعيت شهر نشين تركيه به ٤٠ ميليون نفر رسيد كه ٦٠ درصد از جمعيت كل كشور را تشكيل مى‌دهند. نتيجه اين رشد تصاعدى جمعيت، گسترش و رشد شهرهاى بزرگ و  مهاجرت سيل روستائيان به شهرها بود. با اينكه اين پديده از اهميت بسزايى برخوردار است ولى فقط يكى از ابعاد تغيير جمعيتى را بر مى‌تاباند. جمعيت شهرهاى استانبول، ازمير، و آنكارا امروزه به بيست ميليون نفر مى‌رسد. اين بدان معنا است كه بقيه جمعيت شهرنشين تركيه، يعنى ٢٠ ميليون نفر ديگر در شهرهاى كوچكتر نظير »برسه«، »كنيه« و ديگر شهرها ساكنند. بنابراين در سرتاسر منطقه آناتوليا، هزاران روستا و شهرستان با يكديگر رقابت مى‌كنند. شهرهايى كه در اين رقابت برنده مى‌شوند جمعيت قابل توجهى را در خود جاى مى‌دهند و بدين ترتيب بين شهرهاى بزرگ و اين مناطق توازن جمعيتى برقرار مى‌گردد، و مناطقى كه از قافله رشد عقب مانده‌اند در بعد جمعيتى و ادبيات علمى كمتر مورد توجه قرار مى‌گيرند.
 
 علويون، مدرنيزاسيون و توسعه شهرى
 اهل تسنن منطقه آناتوليايى تركيه از مرحله گذار جوامع روستايى به جوامع شهرى بيشترين بهره بردارى را نمودند، اين در حاليست كه جوامع روستايى علوى در حفظ موجوديت و بافت جمعيتى خود ناكام ماندند و جوامع  سازمان يافته و ارگانيك روستايى شكل ندادند. گرچه در برخى از موارد شهرها يا شهرستان‌هاى مستقل بزرگ و تمركز جمعيتى‌در اين مناطق از امتيازات ويژه برخوردار شوند. برعكس اهل تسنن روستاهاى  خود را توسعه داده و شهرهاى‌بزرگترى  را تشكيل دادند، در نتيجه بافت همگون جمعيتى اهل تسنن گسترش يافت.
 
 بخشها
 در بخشها و جامعه روستايى آناتوليا مالكين و زمينداران بزرگ وجود ندارند. معمولا مزارع و زمين‌هاى اطراف هر روستا به اهالى آن تعلق دارد. كشاورزان زمين‌هاى خود را با گاو آهن يا تراكتور شخم مى‌زنند، ولى امروزه استفاده از گاو آهن كمتر متداول است. بندرت كشاورزان زمين‌هاى خود را آبيارى مى‌كنند و بيشتر كشت آنان ديم است. خانواده‌هايى كه به تراكتور دسترسى ندارند با خيش‌هايى چوبى زمين را شخم مى‌زنند و مراحل كاشت، داشت و برداشت را با دست انجام مى‌دهند. زندگى كشاورزان بسيار سخت و مشقت بار است. غالبا اراضى روستاها رسى و يا صخره‌اى است. حتى هنگامى كه براى شخم زدن اراضى از تراكتور استفاده مى‌شود محصول قابل توجهى بدست نمى‌آيد و معمولا نسبت كاشت به برداشت در بدترين حالت آن يك به يك و نيم و در بهترين حالت آن يك به پانزده است. كشاورزان ممكن است محصولات خود را در بازار به فروش برسانند، ولى كشاورزان اين منطقه بر خلاف كشاورزان ديگر مناطق تركيه غالبا محصولات خود را براى مصرف خود مى‌كارند. دامدارى بشكل بسيار محدود نيز در كنار كشاورزى در ميان آنان متداول است. پرداخت دستمزد بصورت منظم بندرت در جامعه روستايى اين منطقه ديده مى‌شود. ممكن است يكى از اعضاى خانواده از راه كارهاى مقطعى در آمد اندكى كسب كند. به عنوان مثال اگر كسى بخواهد اصطبلى بسازد براى ساخت آن دستمزد اندكى را بصورت روزانه يا در حين كار به همسايگان خود مى‌پردازد. تعداد كسانى كه از راههاى ديگر نظير ساخت وسايل كشاورزى و يا قاليبافى امرار معاش مى‌كنند بسيار كم است. برخى از روستائيان مستمرى بگيرند و پس از گذراندن دوره كارى خود در شهرهاى يا در كشور آلمان به روستاهاى خود باز مى‌گردند و از حقوق بازنشستگى خود ارتزاق مى‌كنند. در برخى از روستاها زنان از راه قاليبافى‌درآمد خوبى كسب مى‌كنند. بغير از صندوق‌هاى دولتى، پول از طريق بستگان روستائيان كه در شهرهاى ديگر و يا خارج از كشور كار مى‌كنند به دست آنان مى‌رسد. خانواده‌هايى كه يكى از اعضاى آنها در شهر و يا در خارج از كشور كار مى‌كنند نسبتا زندگى مطلوب و راحتى دارند زيرا نيازهاى غذايى آنان از طريق محصولات كشاورزى و دامى تأمين مى‌شود و مبالغى را كه بطور منظم از كشور و يا از خارج از كشور بدست آنان مى‌رسد، صرف امور ديگر مى‌كنند. خانواده‌هايى كه از چنين در آمدى محرومند از طريق كار سخت كشاورزى و كارگرى مخارج خود را تأمين مى‌كنند. در جامعه روستايى اين منطقه دسته بندى طبقاتى و شغلى وجود ندارد و تنها ملاك دسته بندى مردم و تفكيك آنان از يكديگر، مذهب مى‌باشد. بدين ترتيب مردم به دو گروه علوى و سنى تقسيم مى‌شوند. به جز كاركنان دولتى كه در اين منطقه ساكنند، هفتاد و چهار روستا كاملا سنى مذهب‌اند و ساكنين بيست روستا علوى مذهب مى‌باشند. دو روستا داراى جمعيت مختلط سنى و علوى مى‌باشند، هرچند كه آنان در محله‌هاى مجزا از يكديگر بسر مى‌برند. بنابراين در روستاهاى اين منطقه مردم با گرايش‌هاى دينى متفاوت و جدا از هم زندگى مى‌كنند. اكثريت جمعيت شهرى كه در اين منطقه واقع شده سنى مذهب‌اند، بطوريكه ٩٥ درصد از جمعيت شهر را تشكيل مى‌دهند. با اينكه مردم ساكن در روستاهاى اين منطقه از نژادهاى مختلف مى‌باشند، به استثناء سه گروه از آنان، بقيه خود را ترك مى‌دانند. گروه‌هايى‌كه خارج از اين جرگه قرار دارند عبارتند از: اقوام قرقيز، مهاجرينى  كه از اين منطقه آمده‌اند و روستايى كه اقوام كرد و ترك بطور مختلط در آن زندگى مى‌كنند. غالب مهاجرين اين روستاها را ترك كرده و به استانبول رفته‌اند و تعداد معدودى از آنان در روستا باقى مانده‌اند. روستايى كه قرقيزها در آن ساكنند رونق يافته و به عنوان روستايى آباد و صنعتى شناخته مى‌شود. سكونت اقوام كرد در اين منطقه از سياست‌هاى پيشين دولت ناشى مى‌شود.
 
 علويون و حكومت تركيه
 علويون مخالفت با حكومت و استقلال طلبى را به شيوه‌اى متفاوت در پيش گرفته‌اند. در اين شيوه آنان بواسطه تأكيد بر قوميت و مذهب خاص خود هويت مستقل خود را مطرح مى‌كنند. در واقع مؤلفه‌هاى اخلاقى و فلسفى و در مجموع ماهيت اين فرقه علاوه بر ابعاد مذهبى جنبه سكولار زندگى را نيز تحت الشعاع قرار مى‌دهد.  مايكل ميكر٤ اثر خود به حس تمايز يافتگى شديد علويون اشاره نموده است. وى تحليل تاريخى مفصل شهر آف ٥  واقع در سواحل درياى سياه به اين مهم اشاره نموده كه فرقه‌هاى متنوع سنى ساكن اين منطقه بواسطه برخوردارى از نمادها، عادات و سياق بيان مشترك با يكديگر و با ديگر گروه‌ها و اقوام تعامل دارند و با آزادى كامل و به سهولت با يكديگر ارتباط برقرار مى‌كنند. اين بدان معنى است كه اگرچه اقوام گوناگون و متكثر سنى در جمهورى سكولار تركيه به سر مى‌برند ولى بواسطه احساس تعلق پذيرى به جامعه اسلامى جنبه‌ها و تفاوت‌هاى قومى خود را ناديده مى‌گيرند، در حالى كه اقوام كرد آناتولياى شرقى با تأكيد بر هويت قومى خود به عنوان عنصرهاى نا همگون نمود يافته‌اند. بدين ترتيب از نظر »ميكر« گروه‌هاى مختلف قومى، زبانى و ملى تركيه به سهولت و بدون اصطكاك و تنش جامعه چند گونه و در عين حال يكپارچه تركيه معاصر را تشكيل داده‌اند و تنها استثنا در اين زمينه اقوام كرد منطقه آناتولياى شرقى مى‌باشند. از طرف ديگر علويون تركيه بواسطه مشاركت فعال در جامعه‌اى فرا مذهبى كوشيده‌اند روابط اجتماعى خود را گسترش دهند. در واقع آنان شهروندى و تعلق پذيرى به جامعه سكولار را بر ديگر گزينه‌ها ترجيح داده‌اند. مع الوصف هويت ملى فقط يكى از ابعاد مفهوم شهروندى اسلامى- تركى را تشكيل ميدهد، و در نتيجه علويون تركيه بطور نسبى و ناقص مشمول تعبير شهروندى مى‌گردند. علويون تركيه به امور دينى نظير روزه، نماز جماعت و مبانى عقيدتى كم توجهى‌نشان ميدهند، از اينرو آنان از يكى از مهمترين مؤلفه‌هاى جامعه پذيرى بى بهره‌اند. در هر حال حس نا يكسانى و افتراق علويون نيز مانند اقوام كرد بواسطه سازمان اجتماعى متمايز و مبتنى بر عدم تعلق پذيرى به نظام حاكم تركيه، تقويت شده است. اگرچه تفاوتهاى بسيارى بين مناطق، اقوام و گروه‌هاى مختلف تركيه وجود دارد ولى مى‌توان تفاوتها و وجوه تمايز عمده جامعه علويون با اهل سنت را در اين موارد خلاصه كرد:
 الف.  نظام سلسله مراتبى مقدس كه بر اساس آن فقط برخى افراد خاص مى‌توانند به عنوان رهبر دينى خود برگزيده شوند.
 ب. آرمان‌هاى باطنى متأثر از تفاسير عرفانى از دين.
 ج. مراسم‌ها و آئين‌هاى جمعى و انحصارى كه مردان و زنان در آن شركت مى‌كنند.
 اين ساختار اجتماعى علويون موجب شده سنت فرهنگى و دينى آنان كه مورد تأييد اهل سنت و حكومت نيست، استمرار يافته و منتقل شود. همچنين علويون براى حل و فصل مناقشات خود از اين ساختار اجتماعى منتفع شده‌اند و بواسطه اين ساختار توانسته‌اند استقلال خود از حكومت مركزى را اعلام كنند. بنابراين عامل تمايز و برجستگى‌علويون تركيه، مانند اقوام كرد از موضع گيرى  و مقاومت آنها در برابر حكومت ناشى مى‌شود.
 بسيارى از اوقات علويون مورد استهزا قرار مى‌گيرند و به آنان توهين مى‌شود. البته تبعيض عليه علويون تركيه فقط به اين حد محدود نمى‌شود، بلكه گاهى تبعيض عليه علويون شكل خشونت آميزى بخود مى‌گيرد. اين مواضع خشونت آميز بيشتر در هنگام تشديد تنشهاى ملى و سياسى نمود مى‌يابد. واقعه مربوط به همايش حزب اسلام‌گراى‌رفاه نمونه‌اى از اقدامات خشونت آميز عليه علويون است. حزب اسلامگراى رفاه در دوره اوج قدرت و اعتبار خود همايشى فرهنگى را در شهر »سيواس« برگزار كرد. اين همايش با همكارى علويون و جناح چپ سكولار برگزار شد و چهره‌هاى مشهورى نظير »عزيز نسين« در آن شركت كردند. اسلامگرايان تندرو پس از تظاهرات هتل محل اقامت شركت كنندگان در همايش را محاصره كردند و آنرا به آتش كشيدند. محاصره كنندگان هتل از فرار اعضاى‌همايش به خارج از مهلكه ممانعت كردند و نيروهاى امدادى نيز با تأخير و به كندى به محل واقعه رسيدند. در نتيجه شركت كنندگان در شعله‌هاى آتش سوختند و جان سپردند. در واقع اين واقعه هشدار و اعلام خطرى جدى به طيف سكولاريست محسوب مى‌شد. واقعه مذبور از وقايع مهم جامعه علوى تركيه بشمار مى‌رود و از نظر آنان استمرار دوران سركوب عثمانيان تلقى مى‌گردد. با ان همه تبعيض عليه علويون در جامعه كنونى تركيه به طور علنى‌نمود يافته است و »علوى بودن« به عنوان معيار و ملاك تعيين هويت، عامل تبعيض عليه آنان تلقى نمى‌شود. البته چون علويون از نظام سلسله مراتبى بكتاشى‌ها الهام گرفته‌اند، حكومت جمهورى‌خواه تركيه در بدو شكل گيرى آن فعاليت انجمن اخوت كه علويون نيز شامل آن مى‌شدند را ممنوع اعلام كرد، ولى با وجود اين علويون مى‌توانستند اعمال و مناسك دينى خود را در جوامع روستايى خود انجام دهند. همچنين آنان در عرصه‌هاى اجرايى، سياسى، هنرى، نظامى و در جنب‌شهاى چپ حضورى پر رنگ دارند و گاهى نقش آنان در جمهورى تركيه تعيين كننده بوده است. در اينجا لازم به ذكر است كه علويون مناطق مركزى و غربى تركيه از نظر ايدئولوژيكى و جغرافيايى به حكومت نزديك ترند .نسبت به علويون مناطق شرقى تركيه و اقوام علوى كرد اين منطقه كمتر مورد ظلم و تبعيض واقع شده‌اند.